ميرزا محمد حيدر دوغلات

746

تاريخ رشيدى ( فارسي )

در فهرست نسخ خطى فارسى در كتابخانه بادلين در آكسفورد ، مذكور شده است . ( 359 ) . خامه : توده ريگ ، تل ريگ . لغت‌نامه ( م ) . ( 360 ) . در تاريخ رشيدى غالبا از اين محل نام برده شده و امروزه [ اواخر قرن نوزدهم ( م ) ] به پناهگاه ييلاقى مطلوبى براى شهروندان كاشغرى تبديل شده است . به قول مرحوم آقاى شاو ، املاى صحيح اين كلمه ، ارتوش است . ( J . R . G . S ، 1876 ، ص 282 . ) ( 361 ) . معمولا كيريا و چيريا ، يا چيره ، امروزه هر دو محل موجود است ، اولى تا حدودى صورت شهرى دارد . ( 362 ) . امروزه تومان يا تومن خوانده مىشود . آقاى شاو در ارتباط با كاشغر فعلى - يعنى كهنه شهر يا شهر كهن نامى اسلامى و نه چينى - مىگويد كه تومن يا آراتومن ( يعنى تومن ميانه ) طرف شرقى شهر را مشروب مىسازد . كمى پايين‌تر به رودخانه قزيل مىپيوندد ؛ بدين ترتيب كاشغر در دهانه ميان اين دو رودخانه واقع شده است . ( منبع پيشين ، ص 3 - 282 . ) ( 363 ) . به گفته آقاى شاو ، تازغون در اصل به معناى « طغيان » است ؛ رودخانه مورد نظر - قراتازغون - در عين حال ، يوپورغى نيز ناميده مىشود . ( همانجا ، ص 283 ) . ( 364 ) . يا قره‌خناق . اما به گفته آقاى شاو ، امروزه [ اواخر قرن نوزدهم ( م ) ] هيچيك از اين دو شناخته شده نيست و در حال حاضر ، محل مذكور سوگت بولاق خوانده مىشود . [ ظاهرا ، سوگت را مىتوان به سويوخ به معنى سرد تعبير كرد كه در اين صورت معنى « سوگت بولاق » ، چشمه سرد خواهد بود . البته واژه ديگرى نيز در تركى هست كه به صورت « سويوت » تلفظ مىگردد و معنى آن ، درخت ، خصوصا درخت بىميوه از قبيل بيد و غيره است . ( م ) ] ( 365 ) . لنگر : جايى را گويند كه در آنجا همه روزه طعام به مردم دهند ، خانقاه . لغت‌نامه ( م ) . ( 366 ) . گوگ : به معنى سبز و خصوصا آبى . ( م ) ( 367 ) . به غير از دو فاصله اولى ، بقيه فواصلى كه مؤلف ارائه كرده ، بسيار مبالغه‌آميز است . در مورد تجزيه و تحليل كاملى از توصيفات ميرزا حيدر در رابطه با اين جاده و معلومات جغرافيايى او از نواحى مرزى تركستان شرقى ، ر . ك : مقاله شاو در مجله ) s . g . r ( ، 1876 ، با عنوان شاهزاده كاشغرى و جغرافياى تركستان شرقى . در واقع اگر مطلع بودم ، نسخه‌اى از تاريخ رشيدى را به آقاى شاو مىدادم تا در ايام اقامتش در ياركند و كاشغر در 75 - 1874 ، در همان محل به يارى آگاهان بومى به نقد آن بپردازد . ( 368 ) . نسخه تركى در اينجا مىگويد كه : - « آب‌هاى ياركند و ختن ، شهرت خود را مديون اين حقيقت‌اند كه در آنها يشم و طلا پيدا مىشود ؛ و اين سنگ‌ها در رودخانه‌هاى ديگر موجود نيست . مردم ياركند از آب قراتازغون بسيار تعريف مىكنند و به راستى براى شرب بسيار مطلوب است . » در حقيقت آب شهر ياركند و نواحى مجاور آن را بايد در زمره كثيف‌ترين و غير بهداشتىترين آب‌هايى دانست كه مىتوان تصور كرد . حتى امروزه [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] بوميان - و شايد به حق - بدترين ناخوشىهايى را كه از آن رنج مىبرند ، به آلودگى آب آشاميدنى نسبت مىدهند . بديهى است كه در شهرها ، وضع بدتر از نواحى ييلاقى است . ( 369 ) . مرداد ماه ( م ) . ( 370 ) . [ عبارت فوق از ، در بعضى جا . . . ، تا ، ده گز نباشد ، مبهم است . در متن اصلى چنين آمده : « در بعضى جا قريب به هر يك مسيل شرعى ( ظاهرا مسيل خوانده مىشود ) پهن مىشود يك گروه از آن قبيل است كه در هيچ‌جا كم از ده گز نباشد . » و در ترجمه انگليسى به اين صورت درآمده : « در بعضى جا قريب به يك ميل ( مسيل را ميل خوانده ) شرعى عمق پيدا مىكند و اين در حالى است كه عمق آن در هيچ كجا كمتر از چهار گز نيست . به فاصله يك كروه ، عمق آن كمتر از ده گز نباشد . » سپس مصحح انگليسى ، در پاورقى اين طور توضيح داده